دپارتمان تربیت بدنی و علوم ورزشی

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.وَرزِش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و تعادل روان یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند. ورزش می‌تواند به صورت رقابتی برگزار شود که در این صورت باید بر پایهٔ رشته قوانینی که مورد توافق همگان است، یک یا چند برنده در آن مشخص گردد که در این‌گونه ورزش‌ها شرکت کنندگان باید درجه‌ای از توانمندی‌های مربوط به آن رشته به‌ویژه در رده‌های بالاتر را داشته باشند. ورزش به دو دسته کلی تقسیم می‌شود:[۱][۲] ورزش انفرادی ورزش تیمی

هم‌اکنون با در نظر گرفتن ورزش‌های تک نفره، صدها رشتهٔ ورزشی وجود دارد. ورزش‌های گروهی می‌تواند افراد را در قالب دو یا چند گروه دسته‌بندی کند و تیم‌ها با هم رقابت کنند. گونه‌هایی از فعالیت‌های غیر فیزیکی وجود دارد که گاهی آن‌ها را به ورزش نسبت می‌دهند و به آنها ورزش فکری گفته می‌شود؛ برای نمونه می‌توان به ورق‌بازی و بازی‌های تخته‌ای و فکری اشاره کرد.

+ 2
تعداد پروژه
+ 2
کارهای در حال انجام
+ 2
کارهای در حال انجام

مطالعات مربوط به زبان‌شناسی شناختی از دههٔ ۱۹۷۰ شروع شد و از دههٔ ۱۹۸۰ به‌بعد، به‌تدریج گسترش یافت و اکنون به یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین مکاتب زبان‌شناسی در غرب، به‌ویژه اروپا، بدل شده‌است. زبان‌شناسی شناختی ریشه در مباحث زبانی و علوم شناختی نوظهور در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، به‌ویژه در بررسی مقوله‌بندی (categorization) در ذهن انسان و روان‌شناسی گشتالتی دارد. پژوهش‌های نخستین در زبان‌شناسی شناختی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در بخش‌های غربی ایالات متحدهٔ آمریکا انجام می‌شد. در اواخر دههٔ ۱۹۸۰، حوزهٔ این پژوهش‌ها به اروپا نیز کشیده شد و از دههٔ ۱۹۹۰ به‌بعد، در بسیاری از نقاط مختلف جهان می‌توان محققانی را یافت که خود را زبان‌شناس شناختی می‌دانند. انجمن بین‌المللی زبان‌شناسی شناختی در ۱۹۸۹ در همایش دویسبورگ آلمان رسماً پایه‌گذاری شد.

این نگرش حاصل نزاع‌های زبان‌شناختی میان معنی‌شناسان زایشی و طرفداران نوآم چامسکی است. دو تن از معنی‌شناسان زایشی، یعنی جرج لیکاف و رونالد لانگاکر، در ادامه، به این نتیجه رسیدند که نگرش به نظریهٔ زبان‌شناسی باید از ریشه تغییر کند و بنیاد مطالعات زبانی باید بر اساس معنی و توجه به قوای شناختیِ انسان باشد. آن‌ها با نگرش تعبیری به «معنی» مخالف بودند و بررسی معنای زبانی را بر اساس معنی‌شناسی صدق و کذب و مؤلفه‌های معنایی نادرست می‌دانستند. در زبان‌شناسی شناختی، درست برعکسِ دیدگاهِ صورت‌گرایی، معنی اصل و صورت فرع است.[۱]

هوش مصنوعی (به انگلیسی: smart mind یا fake mind یا Artificial intelligence) (به اختصار: AI)، هوشی است که توسط ماشین‌ها ظهور پیدا می‌کند، در مقابل هوش طبیعی[الف] که توسط جانوران شامل انسان‌ها نمایش می‌یابد. اما پیش از هرچیز باید این موضوع را دانست که کلمه هوش، نشان دهنده امکان استدلال است و اینکه آیا هوش مصنوعی میتواند به توانایی استدلال دست یابد یا خیر، خود موضوع اختلاف محققان است. کتاب‌های AI پیشرو، این شاخه را به عنوان شاخه مطالعه بر روی «عوامل هوشمند» تعریف می‌کنند: هر سامانه‌ای که محیط خود را درک کرده و کنش‌هایی را انجام می‌دهد که شانسش را در دستیابی به اهدافش بیشینه می‌سازد.[ب] برخی از منابع شناخته شده از اصطلاح «هوش مصنوعی» جهت توصیف ماشینی استفاده می‌کنند که عملکردهای «شناختی» را از روی ذهن انسان‌ها تقلید می‌کنند، همچون «یادگیری» و «حل مسئله»، با این حال این تعریف توسط محققان اصلی در زمینه AI رد شده‌است.[پ]

کاربردهای AI شامل موتور جستجوهای پیشرفتهٔ وب (مثل گوگل)، سامانه توصیه‌گر (که توسط یوتیوب، آمازون و نتفلیکس استفاده شده‌اند)، فهم زبان انسان‌ها (همچون سیری، دستیار گوگل و

نَحو یا جمله‌شناسی در زبان‌شناسی به دانش مطالعه‌ی قواعد مربوط به نحوه‌ی ترکیب و در کنار هم آمدن واژه‌ها به‌منظور ایجاد و درک جملات در یک زبان اطلاق می‌شود.

این شاخه‌ی مهم از دستور هر زبان، نظام‌مندی و خلاقیت فراوانی را طلب می‌کند. درست است که انسان‌ها می‌توانند مجموعه ‌کلمات یک جمله را با ترتیب گوناگونی در کنار هم قرار دهند، ولی تمامی آن‌ها جملات معنی‌دار نخواهند شد. مثلاً به این دو جمله توجه بفرمایید:

خرید را کتاب مرد.
مرد کتاب را خرید.
در اینجا، جمله‌ی اول در ساختارهای زبانی زبان فارسی غیرمجاز و بی‌معنی است؛ ولی، دومی که درست همان مجموعه‌ی کلمات را داراست، ساختاری مورد پذیرش از نظر ساختار و دستورهای نحوی زبان فارسی دارد.

موضوعات اصلی در نحو عبارتند از ترتیب کلمات، روابط دستوری، ساخت‌های سلسله‌مراتبی یا سازه‌ها، مطابقت دستوری، ماهیت تنوع‌های بین زبان‌ها و رابطه‌ی میان صورت و معنی (معناشناسی). رویکردهای متعددی به نحو وجود دارد که در مفروضات و اهداف با یکدیگر تفاوت دارند.

نَحو یا جمله‌شناسی در زبان‌شناسی به دانش مطالعه‌ی قواعد مربوط به نحوه‌ی ترکیب و در کنار هم آمدن واژه‌ها به‌منظور ایجاد و درک جملات در یک زبان اطلاق می‌شود.

این شاخه‌ی مهم از دستور هر زبان، نظام‌مندی و خلاقیت فراوانی را طلب می‌کند. درست است که انسان‌ها می‌توانند مجموعه ‌کلمات یک جمله را با ترتیب گوناگونی در کنار هم قرار دهند، ولی تمامی آن‌ها جملات معنی‌دار نخواهند شد. مثلاً به این دو جمله توجه بفرمایید:

خرید را کتاب مرد.
مرد کتاب را خرید.
در اینجا، جمله‌ی اول در ساختارهای زبانی زبان فارسی غیرمجاز و بی‌معنی است؛ ولی، دومی که درست همان مجموعه‌ی کلمات را داراست، ساختاری مورد پذیرش از نظر ساختار و دستورهای نحوی زبان فارسی دارد.

موضوعات اصلی در نحو عبارتند از ترتیب کلمات، روابط دستوری، ساخت‌های سلسله‌مراتبی یا سازه‌ها، مطابقت دستوری، ماهیت تنوع‌های بین زبان‌ها و رابطه‌ی میان صورت و معنی (معناشناسی). رویکردهای متعددی به نحو وجود دارد که در مفروضات و اهداف با یکدیگر تفاوت دارند.